تبليغاتX
روایتی دیگر - خاتمي: تصميم گرفتيم سوبسيدها را برداريم اما...

روایتی دیگر

خاتمي: تصميم گرفتيم سوبسيدها را برداريم اما...

حقير تا جايي كه ممكن باشد خيلي دوست ندارم از شخصيت‌هايي كه در مجموعه نظام تأثيرگذار بوده يا خواهند بود انتقاد كنم مگر اينكه واقعاً بي‌انصافي شديدي را از آن‌ها ببينم، حالا مي‌خواهد احمدي‌نژاد، لاريجاني، خاتمي، قاليباف يا هركس ديگري باشد.

انصافاً من شخص آقاي خاتمي را اينقدر بي‌انصاف نديده بودم، البته جاي بسي سئوال و تأمل است كه چرا آقاي خاتمي صبور، پرحوصله و انتقادپذير!!؟ در مقايسه با دوران رياست‌جمهوري‌اش اينچنين كم‌حوصله و بي‌انصاف شده‌است. مگر احمدي‌نژادِ كوتوله سياسيِ يك‌لا قبايِ فاشيستِ تيرخلاص‌زنِ ...(به قول آقايان ليبرال‌مسلمانِ متفكرِ انديشمندِ روشنفكرِ متخصصِ متعهدِ ...) با اينها چه كرده‌است كه اينچنين برآشفته‌اند كه (بر خلاف ديدگاه رهبري) هيچ نقطه مثبتي در عملكرد وي نمي‌بينند و براي تخريب او آسمان و ريسمان را به هم مي‌بافند؛ حقيقتاً در سخنان وي در جمع دانشجويان دانشگاه علامه بي‌انصافي‌هاي زياد و يكطرفه به قاضي رفتن‌هاي زيادي ديدم كه نوشتن يك مطلب راجع به آن را كافي نديدم، راجع به بي‌انصافي آقاي قاليباف كه حرفي از عالم سياست حالش را بهم مي‌زند خواهم نوشت اما همه‌جا به نوبت.

خاتمي:" همانگونه‌ای که روشنفکران وقتی مجالی می‌یابند، به جان هم می‌افتند، در جنبش دانشجویان هم بیشتر از درون ضربه خورده‌ایم"؛ من هم معتقدم كمتر كسي است كه نداند و معتقد نباشد كه جريان دانشجويي عمده ضربات را از احزاب، جريانات و گروه‌هاي سياسي سودجو خورده‌است، همانهايي كه مي‌خواستند سنگرها را يكي پس از ديگري و با كمترين هزينه‌ها بدست بياورند و چون دانشجو با كمترين هزينه و بيشترين انرژي وارد ميدان مي‌شد از او به عنوان پياده‌نظام استفاده كردند حال جاي تعجب است كه چرا آقاي خاتمي دانشجويان مظلوم را با روشنفكراني همچون خودش مقايسه مي‌كند.

خاتمي:" روشنفکر دینی یعنی کسی که می تواند الزامات زمان را بفهمد، در عین حال به مبانی هویت جامعه وفادار است و روشنفکران دینی کسانی هستند که بیشتر می توانند این هم زبانی را با متن جامعه در حال تحول ایجاد کنند. البته روشنفکران دینی نتوانستند، زبان مدونی بیابند و اتفاقا روشنفکران غیر دیندار چون آبشخورهای غربی داشتند، خیلی مدون تر می توانند بحث کنند. سنتی ها هم چون ریشه در تفکر هزارساله گذشته دارند، منسجم تر می توانند فکر وعمل کنند."؛ سوال من اين است كه آقاي خاتمي خود را جزو كداميك از اين دسته‌بندي مي‌داند؛ آبشخور غربي دارد و مدون‌تر بحث مي‌كند، زبان مدوني ندارد ولي به هويت جامعه وفادار است يا سنتي است. تصور من آن است كه خاتمي يك منورالفكرِ سنتيِ ديني است يعني ويژگي‌هايي را از هر سه‌دسته دارد و در هر موقعيتي متناسب با شرايط و فضا سه‌پهلو صحبت مي‌كند.

خاتمي:" ما وظیفه داریم، این کشور را بسازیم. اگر بتوانیم الگو بسازیم در صدور انقلاب موفق بوده ایم. اگر بتوانیم به نام اسلام حکومتی را بسازیم که پیشرفت اقتصادی و علمی دارد، آزادی های اساسی در آن محترم است، بخش خصوصی آن فعال است، در ارتباط با خارج توانسته است، سرمایه ها و فن آوریها را جذب کند و قدرت و قوتی پیدا کرده است بدون اینکه از اصول و مصالح دست برداشته باشد، همین الگویی برای کشورهای اسلامی و غیره می شود." خوب اين سخنان را با بخش ديگري از فرمايشات آقاي خاتمي مبني بر اينكه " بارها گفته ام، در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟ حتی خود امام زمان(عج) هم چیزی را تحمیل نمی کند." مقايسه كنيد به نظر مي‌رسد آقاي خاتمي با توجه به تفكرات و مشرب شخصي خود هيچ اعتقادي به صدور انقلاب جز در زمان ظهور ندارد كه اولاً اين ديدگاه در تناقض صريح با تفكرات امام(ره) است، دوم اينكه بر اساس اين اعتقاد دولت ايشان ديگر به دنبال الگوسازي نبوده، همانگونه كه آقاي خاتمي اشاره كرده‌اند بدون دست برداشتن از اصول به دنبال جذب فناوري‌ها از خارج بوده‌اند به همين خاطر در كمال عزت التماس مي‌كردند تا چند سانتيريفيوژ آزمايشگاهي داشته‌باشند و كسي به آن‌ها اجازه نمي‌داد، بايد آقايان با ان همه افتضاح، ذلت‌پذيري، احساس حقارت و... در قبال عزت حاصل از ديپلماسي تهاجمي دولت نهم حسادت ورزيده و برخي مشكلات ناشي از تحريم‌ها را بهانه قرار داده به تخريب گفتمان مكتبي دولت بپردازند و مگر انقلاب ما چه اهدافي داشت، آيا قرار بود در انقلاب اسلامي به قيمت رفاه مرفهين بي‌درد و له شدن مستضعفين، ذليل مستكبرين شويم يا قرارمان با امام بت‌شكن چيز ديگري بود كه مدعيان ايشان آن را فراموش كرده‌اند.

نكته مهم ديگر اينكه بخش مخصوصي!؟ بجاي بخش خصوصي در زمان دول گذشته بسيار فعال بوده و قاطبه مردم هيچ نقشي در فعاليت‌ها نداشته‌اند.

خاتمي:" اگر می خواهیم، عزت داشته باشیم نباید کسی به ايرانی ها اهانت کند و اگر این را می خواهیم، باید زمینه اهانت فراهم نشود. اصلاحاتی که مورد نظر ماست، اینها را می خواهد و در عین حال معتقدم که ما جامعه ای اسلامی هستیم و اسلام برای سعادت دنیا و آخرت است."؛ آقاي خاتمي احتمالاً اگر زمان پيامبر اكرم(ص) بودند راهكارهاي متعددي به ايشان ارائه مي‌كردند تا از اهانت به ايشان جلوگيري شود و ابوجهل، ابولهب، ابوسفيان و... هيچ كاري به پيامبر و تازه مسلمانان نداشته باشند، شك نكنيد اين كار از آقاي خاتمي برمي‌ايد به شرط اينكه جامعه اسلامي را فراموش كرده و فقط به فكر سعادت دنيوي باشيد.

 خاتمي:" عدالت اقتصادی این است که بنیه اقتصادی جامعه بالا باشد و البته توزیع هم عادلانه باشد. در موضوع بهینه کردن یارانه ها در سالهای  دوم، سوم دوره اول ریاست جمهوری بنده تصمیم گرفته شد که از نفت و بنزین شروع کنیم و سوبسیدها را برداریم."؛ آقاي خاتمي نگفته‌اند كه چرا با وجود اينكه در دوره اول رياست‌جمهوري ايشان تصميم گيري شده، عملي نشده است، شايد فرصت نكرده‌اند، شايد هم ترسيده‌اند كه مردم به آنها رأي ندهند(چون اينها پوپوليست نيستند اصلاً؟!)، شايد هم عّرضه اجرايي كردن آن را نداشته‌اند.

خاتمي:" جایگاه ما این است که تولید، اشتغال و تامین اجتماعی در موقعیت مناسب قرار گیرد گاه سخن از عدالت می گوییم و آن را هم در اقتصاد صدقه ای خلاصه می کنیم."؛ شما كه در دوران حكومت خود فقط به دنبال توسعه سياسي بوديد كه ديگر نبايد خيلي دغدغه اقتصادي داشته باشيد، شايد هم نگران هستيد انسان‌هايي كه در برنامه‌هاي توسعه دولت شما و جناب آقاي هاشمي قرار بود زير چرخ‌هاي توسعه له شوند، بواسطه اقتصاد صدقه‌اي از مرگ حتمي نجات پيدا كنند و آيا كساني كه با سياست‌هاي دولت‌هاي پنجم تا هشتم به استضعاف كشيده شده‌اند جز با كمك دولت مي‌توانند سر بلند كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 18:45  توسط حسن حیدری باقرآبادي  |