جناب آقاي خاتمي رئيس جمهور سابق كشورمان كه به قول خودش هر 9 روز با يك بحران روبرو بوده است با وجود اين بحرانها(اگر دچار توهم توطئه نشده باشند) بيابانهاي عسلويه را به منطقهاي صنعتي تبديل كردهاند بدون اينكه احتمالاً زيرساختي را از دولت قبل خود تحويل گرفته باشد، آقاي خاتمي يادش آمده چه چيزهايي به دولت نهم تحويل داده اما يادش رفته بگويد كه چه چيزهايي از دولت ششم تحويل گرفتهاست. شايد هم آقاي خاتمي در بين دانشجويان دانشگاه علامه جوگير شده است وگرنه بگونهاي ديگر سخن ميگفت و حرفهاي به اين جالبي نميزد.
آقاي خاتمي گفته: " اسلامی که بنده می خواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است؛ اگر ما در این جهت کار کنیم و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص کنیم و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم؛ ولی اگراصلاح طلبان ببینند که نمی توانند از این حقوق و جهات دفاع کنند به چه دلیل وارد صحنه شوند؟" من هم مي گويم؛ آقايان اصلاحطلب تعريفشان را از مردم مشخص كنند، آيا آنهايي كه قرار بود بر اساس برنامه چهارم توسعه در زير چرخهاي اقتصاد له شوند جزو مردم محاسبه ميشوند يا بخشي از شهروندان درجه 3 جامعه مدني مدنظر آقايان محسوب ميشوند كه بايد كلفت شهروندان درجه يك باشند!؟، اميدورام آقاي خاتمي قضيه "دواي موش"، "لشگر قابلمه بدستها" و... را فراموش نكرده باشند، بهتر بگويم آقاي خاتمي جريان اصلاحات كه آن را سالمترين، اصيلترين و مظلومترين جريان در ايران دانستهاند را مشخص كنند، با توجه به نفي آزادي همجنسبازي از سوي آقاي خاتمي تنها چيزي كه دستگيرمان ميشود آن است كه اكبر گنجي ديگر در جريان اصلاحات جايي ندارد، اما باز هم بايد مشخص شود كه جايگاه مشاركت، مجاهدين انقلاب، حجاريان، عبدي، ابطحي، كارگزارانيها و رفتار و كردار آنها در جريان اصلاحات كجاست؟ آيا توهين، دروغ، تحريف، تهمت و... بخشي از جريان اصيل اصلاحات است.

خاتمي:" من اصلاحات را اصیل ترین و سالم ترین جریانی می دانم که در این مدت وجود داشته است و در عین حال مظلومترین جریان هم بوده است . البته چون جریان تازه ای بوده است، از نظر تدوین مبانی تئوریک مشکل داشته است"
مشكلات در تدوين مباني تئوريك اين جريان مظلوم كه 8 سال مظلومانه در كشورمان حكومت كرد باعث شد تا از خود آقاي خاتمي گرفته تا عزيزاني در نهضت آزادي جزو جريان اصلاحات قرار بگيرند اما در عين حال جاي خوشحالي است كه بالاخره آقابي خاتمي عمق اصلاحات را تشريح كرده و چنين فرمودهاند: " فرهنگ ما متاثر از دین است و هم باید هویت خود را بازتعریف کنیم تا آن را حفظ کنیم و هم متناسب با تحولات زمان تصمیم بگیریم و در نتیجه جامعه ای داشته باشیم که هم دارای هویت باشد و هم از مزایای زندگی امروز بهره مند باشد که اگر بخواهیم عمق اصلاح طلبی را بیان کنیم، اینگونه است." من از ايشان ميخواهم كه علاوه بر عمق، طول و عرض و ارتفاع جريان اصلاحات را هم مشخص كنند.
خاتمي:" این مساله باید مورد بررسی قرار گیرد که در 8 سال اصلاحات زیرساختهای مملکت در راه، مخابرات، نیرو و انرژی و... چقدر ساخته شد؟ بالای هزاران مگاوات برق به دولت کنونی تحویل داده شد و فکر می کنم که قرارداد های 17 هزار مگاوات را هم بسته بودیم. باید سوال کنیم که آیا آن سرمایه گذاری ها به نتیجه رسیده و فکر سالهای بعد شده است؟" من هم ميگويم خوب است تا بررسي صورت بگيرد ببينيم آقايان كه بر اساس مستندات فرهاد رهبر در پروژهها يا به قول خودشان زيرساختها سه برابر مبلغ واقعي هزينه كردهاند در 8 سال اصلاحات چه ميزان از بودجه مملكت را به جيب برخيها سرازير كردهاند، اينها چه كساني بودهاند و آيا هزينههاي انتخاباتي آقايان از اين جيبها احياناً تامين نشده است؟!

خاتمي:" امام (ره) گفت که از موضع دین باید این خوسته ها را بخواهیم و نظام مورد توجه را جمهوری اسلامی قرار دادند. چرا خلافت اسلامی، امارت اسلامی و... را مطرح نکردند؟ زیرا در جمهوری اسلامی استقلال، آزادی و پیشرفت هر سه در آن نهفته است." سوال من اين است كه چرا آقاي خاتمي كه مدعي پايبندي به نظرات امام(ره) هستند در مقابل توهين به ولايت فقيه و عدم پايبندي به آن از سوي اصلاحاتيان هيچ اعتراضي نكرده و عكس العملي نشان ندادند.
خاتمي:" البته باید اسلام را به گونه ای ببنیم که با جمهوریت سازگار باشد و دموکراسی و جمهوریت را نیز طوری ببینیم که با معیارهای اصلی اسلام سازگار باشد و امروز اصلاح طلبان جز این را نمی خواهند." سوال اول اينكه اصلاح طلبان كه امروز اين را ميخواهند ديروز چه ميخواستند و دوم اينكه من سعي ميكنم در دعاهاي بعد از نماز از خداوند بخواهم تا پيامبراني كه بر اساس نظرات قبض و بسطي تئوريسين اصلي جريان اصلاحات بعد از پيامبر خاتم، در جامعه حضور خواهند داشت اسلام جديدي را سازگار با جمهوريت مدنظر آقاي خاتمي و دوستان ارائه كنند.
خاتمي:" برخلاف برخی که با کمال بی انصافی چنین القا می کنند آزادی مورد نظر ما ولنگاری، آزادی همجنس بازی و... است، منظور ما از آزادی نقد قدرت است. آزادی که در قانون اساسی آمده مورد نظر ماست و این لازمه یک حکومت دموکرات است."؛ خوشحالم از اين بيانات صريح و شفاف آقاي خاتمي، چرا كه معمولا ايشان دوپهلو صحبت ميكنند.
خاتمي:" در یکی از سفرهای خارج از کشور وقتی از من درخواست شد که بهترین خاطرات دوران ریاست جمهوری را بیان کنم، گفتم که یکی از لذت بخش ترین لحظه های زندگی من، روز 16 آذر 1383 در دانشگاه تهران بود که تعدادی دانشجو اعتراض کردند و سخنان تند به زبان آوردند و البته به شکل اهانت آمیز صحبت نکردند؛ ولی سخت اعتراض داشتند."، اينكه برخورد آقاي خاتمي با تعدادي دانشجوي معترض مبني بر اينكه ميگويم بيندازندتان بيرون، از خاطرات خوش ايشان عنوان شده جاي بسي تاسف است.

خاتمي:" در دوره اول ریاست جمهوری به یک طرح اقتصادی رسیدیم که حاصل نشستهای متعدد متفکران اقتصادی جامعه از همه طیفها بود . خودم نیز شخصا ساعتها وقت صرف انجام آن کردم و در جلسات شرکت فعال داشتم و به جمع بندی جالبی رسیدیم که همان نیز مبنای برنامه چهارم توسعه قرار گرفت که صرف نظر از ایرادها منسجم ترین، علمی ترین و متناسب ترین برنامه با وضعیت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ما بود و هزاران نفر ساعت روی آن کار شد که کسی نمی تواند ادعا کند، روی آن نظر نداده است"؛ شايد شما هم شنيده باشيد كه به طنز ميگويند شما آدم بسيار خوبي هستيد اگر بديهايتان را كنار بگذاريد، حالا آقاي خاتمي هم برنامه چهارم توسعه را صرفنظر از ايرادها، تاكيد ميكنم صرفنظر از ايرادها عمليترين و... برنامه دانستهاند.

