روحتان شاد






چهارشنبه هفته پیش برای سخنرانی وحید جلیلی به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران رفته بودم، آنجا میزی گذاشته و فرم های مربوط به پویش(کمپین) دعوت از خاتمی را آماده کرده بودند و هر کس می خواست از خاتمی برای حضور در صحنه انتخابات دعوت می کرد، خیلی وقت بود که می خواستم بنحوی از خاتمی برای ورود به میدان انتخابات دعوت کنم( دلیل آن را در ادامه مطلب خواهم گفت) لذا وقتی از من برای پر کردن فرم دعوت کردند، گفتم که من دانشجو نیستم اما جواب دادند که همه می توانند فرم را پر کنند لذا فرم را پر کردم و از آقای خاتمی رسماً دعوت کردم تا بیاید و...؛ از دوستان هم خواستم که حتماً این کار را انجام دهند.

سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق کشورمان در روز 6 اردیبهشت امسال و در پای صندوق رای در دور دوم انتخابات مجلس، در اظهارنظری ناپخته اعلام کرد که بازنشسته سیاسی شده است اما در ادامه با موضع گیری های متعدد از سوی جریانات مختلف از جمله اینکه "این یک تعارف سیاسی است"، "این یک لطیفه سیاسی است"، "بازنشستگی در حوزه سیاست نوعی ترک تکلیف را تداعی می کند"، "بازنشستگی خاتمی بخاطر تندروی های دوم خردادی ها است" و... از یکسو و سفارشات برخی بزرگان مجامع مصلحت اندیش و سازمان های مجاهد از سوی دیگر، خاتمی سخنان گذشته خود را یک شوخی اعلام کرد و گفت که بازنشستگی سیاسی معنا ندارد.
بهر حال خاتمی به توصیه دوستان، اظهارنظر در مورد کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری آینده را با ابهام پاسخ می دهد تا در شرایط فعلی برآوردی از اقبال عمومی نسبت به خودش بدست آورده و در صورت اطمینان از رای آوردن وارد عرصه شود اما نکته بسیار مهم در این وضعیت ان است که عده ای بر خلاف واقعیت موجود در تلاشند تا با ایجاد سایت هایی و نظرسنجی و...، اطمینان لازم را برای خاتمی حاصل کنند که اقبال به سمت وی شدید بوده و باید وارد صحنه شود چیزی که خاتمی را دچار سردرگمی شدیدی کرده است.
مدتی از شروع بکار سایت "یاری" گذشته و بر اساس اعلام سخنگوی گروه 82 درصد از بازدیدکنندگان(195 هزار نفر) موافق حضور خاتمی بوده اند و اکنون نیز سايت اطلاع رساني «پويش دعوت از خاتمي» به آدرس موج فعال شده که همه اینها تلاش هایی در زمینه قانع کردن خاتمی برای حضور در انتخابات آینده است.
به نظر من علاوه بر این سایت ها باید رسانه ها و وبلاگ های اصولگرا نیز در این زمینه فعال شده و از خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دعوت کنند چرا که دو فایده بسیار بزرگ برای مجموعه اصولگرایی و کشور خواهد داشت، حتی پیشنهاد می دهم در سایت های آنها هم وارد شده و با آمدن خاتمی موافقت کنند.
اول اینکه آمدن خاتمی باعث می شود تا اصولگرایان به سمت انسجام و وحدت هر چه بیشتر حرکت کرده و به احتمال زیاد بر روی یکنفر به توافق برسند.
دوم اینکه انتخابات ریاست جمهوری دهم با حضور سیدمحمد خاتمی به یک "وزن کشی" تمام عیار سیاسی تبدیل و هر که در او غش باشد سیه روی خواهد شد.

هنوز حضور مدعیان اصلاح طلبی در انتخابات مجلس با عنوان "یاران خاتمی" را فراموش نکرده اید که پس از آن شکست سنگین بلافاصله در دور دوم انتخابات حذف شد اما هنوز آنها مدعی هستند که خاتمی از مقبولیت بالایی در بین مردم برخوردار است بنابراین با حضور شخص خاتمی در عرصه انتخابات، یکبار برای همیشه عیار آقایان مشخص و تکلیفشان برای آینده روشن خواهد شد، هر چند به احتمال زیاد خاتمی اشتباه هاشمی رفسنجانی را تکرار نکرده و از آن درس بگیرد اما بسیار امید درام(هر چند از ضایع شدن شخص خاتمی ناراحت می شوم) تا وارد صحنه شده و با شکستش، بساط مدعیان دروغگو و دوروی اصلاحات از سیستم حکومتی ایران برچیده شود.
در آن زمان آقای خاتمی خواهد خواندکه:
یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
بررسي جامع و منصفانه در منابع و متون اسلامي بوضوح نشان ميدهد كه دين اسلام، ديني است جمعگرا كه در عين توجه به فرد و نيازهايش، او را موجودي اجتماعي ميداند، تامين احتياجات او را تنها در بعد فردي خلاصه نميكند بلكه مطالبات جمعي و ساماندهي مناسبات اجتماعي در ابعاد گوناگون حيات بشري و پيوند دادن آن با مبدا هستي را از اهداف اصلي خود ميداند.
در آثار و متون اسلامي به خوبي اين احساس مسئوليت نسبت به ديگران و سرنوشت آنان و توجه به گرفتاريها و مشكلات جامعه ديني در تحقق ايمان مذهبي مومنان مورد تاكيد واقع شده است. شايد گوياترين تعبيرات اين سخن پيامبر اكرم (ص) باشد كه فرمودند: « من سمع رجلا ينادي ياللمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم؛ هر كس بشنود كه كسي فرياد برآورده كه اي مسلمانان به فريادم برسيد و او را اجابت نكند، مسلمان نيست.» و نيز ميفرمايند: « من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم؛ هر كس صبح كند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نيست.»

اهميت ندادن به مشكلات و مسايل جامعه اسلامي يا بدان جهت است كه شخص يا گروهي اساساً اعتقادي به اين دين ندارند و غيرمسلمان هستند كه در اين صورت موضوعاً از مضمون اين روايت بيرون است.
همچنين ممكن است بيتوجهي نسبت به امور مسلمانان، از شدت رويآوري به دنيا و سرگرم شدن به لذتها و عيش و نوش آن باشد كه چنين كسي جز در دايره منافع خود نميانديشد، كار چنين شخصي گاهي به جايي ميرسد كه براي او اسلام و كفر چندان تفاوتي ندارد و چه بسا پيروزي جبهه كفر را براي مقاصد حيواني خود مناسبتر بداند و حتي آن را آرزو هم بكند.
براين اساس امام خميني(ره) كه با تمام وجود فرياد مظلوميت و
فريادرسي مردم ستمديده فلسطين را ميشنيد و گرفتاري و مصيبت جانكاه آنان را از عمق جان احساس ميكرد، مي گويد: « مسئله قدس يك مسئله شخصي نيست، يك مسئله مخصوص به يك كشور و يا يك مسئله مخصوص به مسلمين جهان در عصر حاضر نيست، بلكه حادثهاي است براي موحدين جهان و مومنان اعصار گذشته و حال و آينده...
ايشان در ملاقات با اعضاي شوراي مركزي حزبالله لبنان ميگويند: « دفاع از نواميس مسلمين و دفاع از بلاد مسلمين و دفاع از همه حيثيات مسلمين امري است لازم و ما بايد خودمان را براي مقاصد الهي و دفاع از مسلمين مهيا كنيم، خصوصاً در اين شرايطي كه فرزندان واقعي فلسطين اسلامي و لبنان اسلامي، يعني حزبالله و مسلمانان انقلابي سرزمين غصبشده و لبنان، با نثار خون و جان خود، فرياد «ياللمسلمين» سر ميدهند، با تمام قدرت معنوي و مادي در مقابل اسرائيل و متجاوزين بايستيم و در مقابل آن همه سفاكيها و ددمنشيها مقاومت و پايمردي كنيم و به ياري آنان بشتابيم...

به طور مسلم امروز مسئله فلسطين، از مهمترين گرفتاريها و مشكلات جهان اسلام است آنگونه كه مقام معظم رهبري در پيامي به حجاج بيت الله الحرام در سال 1411 فرمودند: «مهمترين مسئله امروز مسئله فلسطين است که در نيم قرن اخيرهمواره مهمترين مسئله جهان اسلام و شايد مهمترين مسئله بشريتبوده است، اينجا سخن از محنت و آوارگي و مظلوميت يک ملت است،سخن از غصب يک کشور است، سخن از ايجاد غدهاي سرطاني در قلبکشورهاي اسلامي... است، سخن از ظلم مستمري است که اکنون دو نسلپي درپي از ملت فلسطين را فراگرفته است» و در اوضاع كنوني آن چه در جهت حمايت از مردم مظلوم آنجا از دست ما ساخته است، حمايتهاي مالي و معنوي است.
اكنون كه پس از 60 سال ظلم و جنايت از سوي رژيم خونخوار، پليد، سفاك، جنايتكار و غاصب صهيونيستي، اين مدعيان نسل برتر انسانيت پس از شكست در جنگ 33 روزه در مقابل فرزندان روحالله و مشاهده، لمس و درك سراشيبي و اضمحلال خودشان، ديگر چيزي براي از دست دادن ندارند بنابراين حركت جديد آنها در محاصره غزه و ملت مظلوم فلسطين را در آستانه يك فاجعه انساني قرار دادن تنها در اين راستا قابل تحليل است.
در مسابقه فوتبال تيمي كه باخته و در حال حذف شدن از گردونه است چيزي براي از دست دادن ندارد و دفاع، هافبك، فوروارد و حتي دروازهبان تيم خود را به آب و آتش ميزنند تا از نيستي فرار كند و حكايت رژيم منحوس صهيونيستي نيز جز اين نيست اما وظيفه مسلمان چيست؟
عربستان و سردمداران سعودي و وهابي آن كه از جنايتكاران صهيونيست كه دستانشان به خون مسلمانان و اعراب آلوده است براي شركت در نشست گفتگوي اديان دعوت ميكنند و با هم پالوده ميخورند به دنبال چه هستند، اينها نميدانند كه اگر شهادتطلبي جوانان سني حماس و شيعه حزبالله لبنان نبود اكنون بخشهايي و شايد همه خاك سوريه، عراق، اردن، كويت، عربستان و... به سرزمينهاي اشغالي افزوده شدهبود، آيا همين مسلمانان شهادتطلب نبودند كه باعث شدند اولمرت لعين و دار و دستهاش رؤياي اسرائيل بزرگ را از سر خارج كنند؟ و...

مصر و حسني مبارك كه مدعي پدري اعراب هستند چه ميكنند؟ گذرگاهها را بسته و شاهد مرگ ايستاده سروقامتان مسلمان در غزه هستند، اينان چهره دروني خود را نشان ميدهند اما چه بايد كرد؟
ظلم بر اساس سنت الهي پايدار نبوده و نابود خواهد شد چنانكه فرمودهاند:«جاء الحق و زهق الباطل، انّ الباطل كان زهوقاً»، اما اين دليلي بر رخوت، سكوت، فشلي و تنبلي ما مسلمانان نخواهد بود و روزگاري از ما خواهند پرسيد كه در آن زمان چه كرديد؟ آيا از مال، جان، آبرو يا هر چيز ديگري كه داشتيد و در توانتان بود هزينه كرديد؟
*اگر امروز صبح سالم از خواب برخاستيد، قدر سلامتى خود را بدانيد زيرا يک ميليون نفر تا يک هفته ديگر زنده نخواهند بود.
*اگر تاکنون از آسيبهاى جنگ، تنهايى در سلول زندان، عذاب شکنجه، يا گرسنگى در امان بودهايد، وضعيت شما از وضعيت ٥٠٠ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
*اگر میتوانيد بدون ترس از زندانى شدن يا مرگ، وارد مسجد يا کليسا شويد، وضع شما از ٣ ميليون نفر در دنيا بهتر است.
*اگر در يخچال شما خوراکى و غذا وجود دارد، اگر کفش و لباس داريد، اگر تختخواب و سرپناهى داريد، در اين صورت شما از ٧٥٪ مردم جهان ثروتمندتر هستيد.
*اگر در بانکى حساب داريد و اگر در جيبتان پول داريد، شما به ٨٪ مردم دنيا که چنين شرايطى دارند تعلّق داريد.
*اگر شما اين نوشته را میخوانيد، از دو خوشبختى بهرهمند هستيد:
1- شما به ٢٠٠ ميليون نفرى که قادر به خواندن نيستند تعلّق نداريد.
2- شما جزو ١٪ از مردم دنيا هستيد که کامپيوتر دارند.
*به قول يکنفر:
طورى کار کنيد که انگار نيازى به پول نداريد،
طورى عشق بورزيد که انگار هرگز آزرده خاطر نشدهايد،
طورى برقصيد که انگار هيچکس شما را نمیبيند،
طورى آواز بخوانيد که انگار هيچکس صداى شما را نمیشنود،
و بالاخره طورى زندگى کنيد که انگار زمين، بهشت است.