چند روزی از انتصاب علی کردان به عنوان قائم مقام وزارت نفت می گذرد و امروز هم اخباری مبنی بر تصمیم هیئت مدیره شرکت ملی نفت برای مدیر عاملی شرکت ملی صادرات گاز توسط وی از سوی رسانه ها منتشر شد و اگر چند روز دیگر صبر کنید حتماً با حفظ سمت مدیر عامل شرکت ملی نفت و ... خواهد شد تا یک تنه به یاری احمدی نژاد بشتابد و نفت کشورمان را که از سالهای دور در اختیار مافیاهای خارج و داخل کشور بوده است نجات دهد.
اندر احوالات علی کردان که زمانی معاون مالی اداری سازمان صدا و سیما بود، قبلاً هنگامی که زمزمه وزیر نفت شدنش بود مطلبی نوشتم و کسی نیست که آوازه شهرت کردان به گوشش نخورده باشد اما در این بین سکوت سنگین مدعیان آرمانگرایی بویژه نسل جوان و دانشجو از جمله تشکل های دانشجویی در قبال این تصمیمات، معنادار است چرا که آنها باید در مقابل مصلحت گرایی ها و کوتاه آمدن از اصول و عدول از عدالت خواهی فریاد بزنند همان چیزی که بارها احمدی نژاد از آنها خواسته است.
در اینکه رئیس جمهور دولت نهم در بسیاری از رفتارها، عملکردها و شعارهایش گوی سبقت را از جنبش دانشجویی استکبار ستیز آرمانگرای عدالتخواه ... ربوده است شکی نیست اما مجوزی نیست برای سکوت دانشجویان در برابر تمامی عملکردهای وی، اطرافیان، وزیران، استانداران و مدیرانش، چرا که هیچ انسانی مصون از اشتباه نیست.
به عنوان نمونه زمانی که احمدی نژاد از دایر کردن سفارت ایران در مصر طی نصف روز و آن هم در صورت موافقت مصری ها سخن گفت انتظار این بود تا دانشجویان آرمانگرا بر او بتازند که چرا از عادی سازی رابطه با کشوری سخن می گوید که رئیس جمهورش دم خور اولمرت، شارون،باراک، بوش و... بوده و هست اما متاسفانه ما چیزی در این رابطه نشنیدیم و ندیدیم.

دانشجویی را بخاطر می آورم که در نشست احمدی نژاد با دانشجویان در اوایل اردیبهشت 84 و قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم از او پرسید که در مقابل باج خواهی و سهم خواهی مدعیان اصولگرایی چه خواهید کرد، پاسخ داد که اگر روی اصول ایستادگی کنید مشکلات حل خواهد شد اما این اتفاق نیفتاد یعنی احمدی نژاد آنگونه که در عرصه سیاست خارجی روی اصول ایستادگی کرد در عرصه سیاست داخلی نکرد و مانند برخی بزرگان قوای مقننه و قضائیه هر چند بسیار کمتر اما دچار مصلحت گرایی شد چیزی که مردم به شدت از آن گریزانند.
امیدوارم هر چه زودتر بساط مصلحت اندیشی در دولت نهم برچیده شود و دست بسیاری از سیّاسان دغل باز و دورو که با رانتها و رابطه ها خون مردم را در شیشه کرده اند برای همه رو شود و این کار جز از عهده دانشجویان جوان و فداکار دل کنده از دنیا و مافیها بر نمی آید که امیدوارم از رخوت و سستی خارج شده، در کشور دوباره شاهد فضای جنبشی باشیم.
آقای الهام هم بی جهت گفته است که مردم مفسدان را می شناسند، مردم دوست دارند تا آنها را بشناسند تا در انتخاباتهای آینده فریب هیچ مفسد اقتصادی را نخورند و از اینکه مرتباً با فلان و بهمان و... از مفسدان نام برده شود به شدت خسته شده اند.











