عدهاي بر اين عقيدهاند كه سياستهاي مدنظر انگليسيها بند به بند در كشور ما اجرا ميشود، هر چند در وهله اول وقتي اين سخن را ميشنوي به آن ميخندي و ميگويي كه مگر چنين چيزي امكان دارد اما با دستگيري حسين موسويان يكي از اعضاي گروه مذاكره كننده در پرونده هستهاي و روشن شدن بعضي از ابعاد قضايا، با وجود پنهان ماندن ابعاد ديگر اين ماجرا ميتوان به نفوذ شديد دولت خبيث و كثيف انگليس در برخي مراكز حساس تصميم گيري كشور پي برد كه نمونه ديگر آن را در پخش فيلم كمدي در مورد تاج ملكه انگليس از شبکه ۵ صدا و سیما در شبي كه صبح آن روز گلدستههاي حرم عسگريين در پناه امنيت ايجاد شده از سوي اشغالگران تخريب شده بود و فرداي آن نيز قرار بود در سفارت انگليس جشن تولد ملكه اليزابت برگزار شود، مشاهده كرد.
ديروز نمايندگان تشكلهاي دانشجويي بزرگ كشور يك ميزگرد خبري در مقابل در سفارت انگليس (خيابان فردوسي) ترتيب داده بودند كه مجوز هم داشت اما اتفاقات ديگري هم پس از ميزگرد افتاد كه از طرفي مايه خوشحالي بود و از سويي ناراحت كننده.
خوشحالي از آن جهت بود كه نمايندگان تشكلهاي دانشجويي همچون گذشته نه مانند كساني كه از بردن نامشان شرمم ميآيد بلكه همچون جوانان پاك ايران اسلامي در زمان جنگ به اين روباه پير نشان دادند كه ديگر در سرزمين پاك جمهوري اسلامي ايران جايي ندارد اما پيش مقدمه اخراجشان، برچيدهشدن بساط آقاياني است كه از بيتالمال مسلمين ارتزاق ميكنند و در عوض اطلاعات محرمانه كشور را در اختيار دشمنان قسمخورده ميگذارند و سياستهاي آنها را در كشورمان پيگيري ميكنند.
اما ناراحتي به اين خاطر بود كه درگيري بين نيروي انتظامي و دانشجويان به نحو بيسابقهاي نسبت به گذشته افزايش يافت و تعداد زيادي از دانشجويان مجروح شدند.
بهر حال فرصت خوبي پيش آمده تا جنبش دانشجويي مسلمان با توجيه دانشجويان و هدايت آنها دولت را مجبور به تصفيه دستگاه ديپلماسي و ساير بخشهاي مرتبط و حتي غيرمرتبط كرده و لانه روباه پير را تعطيل كنند تا مرهمي بر زخم دل امام زمان(عج) و مسلمانان بويژه شيعيان جهان باشد.
عكس و گزارشهايي را ميتوانيد در اینجاواینجاواینجاواینجاواینجاواینجا ببينيد.
ذهنم به شدت سنگيني ميكند، مدت زيادي است با خودم كلنجار ميروم كه در اين وانفساي تخريب و تطميع و تهديد و تحريف و ... چه ميتوان كرد و چه بايد كرد؟ بيتقوايي بيداد ميكند! تصورم اينگونه نبود! فكر نميكردم مجلس به اصطلاح اصولگرا اينگونه در مقابل احمدينژاد بايستد، حداقل خيليها را فكر نميكردم؛ توكلي، خوشچهره، افروغ، ابوطالب و...، واقعيت آن است كه چارچوب فكري احمدينژاد منطبق بر گفتمان اصيل انقلاب اسلامي و تفكرات امام راحل«ره» است و تنها با عمل به اين گفتمان است كه ميتوان به سمت دولت اسلامي، حكومت اسلامي و نهايتا ايجاد تمدن اسلامي حركت كرد.
آرزوي ما داشتن رئيسجمهوري بود با اين تفكر كه « اسلام دولتها را خدمتگزار ملتها ميخواهد»، هميشه غصه ميخوردم كه چرا و بر چه اساسي عدهاي معتقدند مدير بايد تفريحش سر جاي خودش باشد، گلف بازي كند، هتلهاي آنچناني در داخل و خارج كشور برود، از اتومبيلهاي اينچنيني استفاده كند، مسافرت خارجي و... داشته باشد و تصميمات خوب هم بگيرد.
ترويج اين تفكر و عمل به اين تفكر كه لازمه توسعه،پيشرفت و ... ؛ فساد، بده بستان، بخوربخور، دزدي و... است براي من سنگين بود، ما اقتصادي نميخواستيم كه عقيدهاش ، له شدن ضعيفان در زير چرخهاي توسعه باشد، شكاف بين فقير و غني برايمان قابل قبول نبوده است، ثروتهاي بادآورده در پناه رانتهاي اطلاعاتي، باند و باندبازي، رابطهبازي، حزببازي و ... قابل تحمل نبوده و نيست،... اينقدر بگويم كه رهبر معظم انقلاب در اوايل دهه 70 به مسئولين توصيه ميكند كه اگر هر يك از آنها خودرو شخصي دارد استفاده او از خودرو بيتالمال شرعا ايراد دارد و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
در سوم تير 84 با روي كار آمدن احمدينژاد، آرزوها به واقعيت تبديل شد و مردي از جنس مردم، كاخ سعدآباد را رها كرده، در پاستور مستقر شد كسي كه از غذاي شهرداري نيز در دوران مسئوليتش استفاده نكرد و اموالش نيز خانهاي محقر و پژو 405 اي بيش نبود، بهر حال احمدينژاد بر خلاف ميل خيليها(از نهضت آزادي گرفته تا كارگزاران و...) از سوي مردم انتخاب شد، او وجود خود را وقف اسلام و انقلاب و مردم كرد اما وي تصور نميكرد و ما هم تصور نميكرديم نمايندگان مدعي اصولگرايي و عدالتخواهي مجلس هفتم همنوا و همصدا و همعمل با رانتخواران، مفسدان، مغرضان،مفتخوران، غارتگران بيتالمال، رابطه و باندبازها، ويژهخوارها و... اينگونه پشت پرده و جلوي پرده با دولت مكتبي و انقلابي (به قول حضرت آقا) برخورد كنند در صورتي كه رهبر معظم انقلاب
خطاب به مجلس هفتميها فرمودند:«بايد با دولت همراهي كرد و نبايد دولت اصولگراي معتقد به مباني انقلاب و به شدت در حال تحرك و خدمت به مردم، تضعيف شود.»
يكي از روضههايي كه زياد براي حضرت زهرا(س) دخت نبي مكرم اسلام خوانده ميشود اين است كه اگر پيامبر گرامي اسلام اينهمه سفارش ايشان را نمي كرد ديگر چه ميكردند و اگر نايب امام زمان(ع) اين همه از دولت نهم تعريف و تمجيد نكرده و از آن حمايت نميكردند، ديگر چه ميكردند؛ هر چه پيامبر مكرم اسلام (ص) از دخترشان تعريف و تمجيد كرده و رتبه ايشان را به همگان يادآور ميشدند، حسادتها، بغضها، كينههاو... نسبت به دخت نبي مكرم اسلام بيشتر ميشد و در مورد احمدينژاد نيز اينگونه به نظر ميرسد چرا كه هرروز هجمههاي مختلف بر عليه وي افزايش مييابد، دليل آن هم همانگونه كه رهبر فرزانه انقلاب فرمودند ناكارآمد نشان دادن دولت با ديدگاههاي ارزشي است چرا كه اگر دولت نهم با اين ديدگاه ارزشي به موفقيتهاي بيش از پيش دست پيدا كند نه تنها سوء استفاده از پستها، مقامها، رانتها . ... تمام ميشود بلكه آقايان بايد نسبت به نظريات و عملكرد گذشته خود در مقابل مردمي كه سنگشان را به سينه ميزدند جوابگو باشند.(اميدوارم متهم نشوم به اينكه قائل به پيامبر و امام جديدي شدهام)
حضرت آيت الله خامنه اي در ديدار نمايندگان مجلس هفتم همراهي با دولت را نگاه مصلحت انديشانه اساسي دانستند و خاطرنشان كردند: اين به معناي انتقاد نكردن نيست، ولي انتقاد هم بايد دلسوزانه باشد به گونه اي كه در كنار نقاط ضعف، نقاط قوت بيان شود تا شائبه مسائل شخصي و جناحي پيش نيايد.
ايشان همچنين تصريح كردند: نبايد در پي مسائلي رفت كه مخالفت آن با قانون اساسي از ابتدا مشخص است زيرا اين گونه مسائل موجب تضييع وقت مجلس مي شود همچنين وقت مجلس نبايد صرف برخي جزئيات مسائل اجرايي شود، در واقع حضرت آقا كاملا ظريف از عملكرد مجلس در طرح تجميع انتخابات رياست جمهوري و مجلس، دخالت در ساعت كار بانكها و دخالت در تغيير يا عدم تغيير ساعت رسمي كشور انتقاد كردند اما آيا كسي از آقايان دستاندركار نسبت به عملكرد اشتباه خود عذرخواهي كردند و آيا پشيمان هستند و آيا درصدد جبران آن برآمدهاند.
اميدوارم همانگونه كه رهبر معظم انقلاب همراهي با دولت نهم را نگاه مصلحت انديشانه اساسي برشمرده و مهمتر اينكه سال آخر فعاليت مجلس هفتم را امتحان الهي عنوان كردند، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بجاي فعاليتهاي انتخاباتي و مخالفت با دولت ارزشمدار، عزم خود را جزم كرده و با حمايت خود از دولت، تحرك فوقالعاده مسئولين را چند برابر كرده و جهشي در كشور ايجاد كنند.

یه خوابی هم احمد شیرزاد دیده هر چند قدیمیه اما خوندنش خالی از لطف نیست البته فکر می کنم این اولین و آخرین خوابیه که آقای شیرزاد یادش مونده؟!
ديروز صبح بعد از نماز با غنيمت شمردن تعطيلات عيد يک خواب سيری کردم. معمولا من يا خواب نمی بينم يا هر چه در خواب ديده ام به يادم نمی آيد. چندان اعتقادی هم به خواب و رويا ندارم. اما حيف است خوابی را که ديروز ديدم برای شما بازگو نکنم.
خواب ديدم رفته ايم شمال، دريا. شايد هم رودخانه ای چيزی بود که عمقش بد نبود. از قضا احمدی نژاد هم در آب بود. در عالم خواب در يک موقعيت مناسب هوس کردم کمی سر به سر طرف بگذارم و چند قلپ از آب دريا به خوردش بدهم. همين کار را هم کردم و منتظر بودم ببينم عکس العمل طرف چيست. در حالی که حسابی آب خورده بود و نفس می زد پرسيدم: آب معدنی چسبيد؟ بدون آن که از رو برود بلافاصله خودش را جمع و جور کرد و گفت: من يک روشی بلدم که اگر يک ساعت هم زير آب بمانم حتی يک قلپ هم آب نمی خورم.
شايد حق با او بود و من مهارت زير آبی رفتن را دست کم گرفته بودم. همه هنرها که در روی آب نيست! (لینکش را اینجا ببینید)

