چند روز پيش در يكي از سايتها خواندم كه وزير صنايع و معادن، آقاي طهماسبي از سفر حج بازگشتهاند و به سلامتي حاجي شدهاند؛بگذريم از اينكه اگر از ايشان و امثال ايشان بپرسيم در مدتي كه تشريف نداشتيد چه كسي پاسخگوي مسائل و مشكلات صنعت بودو به احتمال زياد خواهند گفت كه ما چنان برنامهريزي كردهايم كه كارها بر اساس نظم و روال مشخص به پيش ميرود كه صد البته بايد پاسخ داد:يك برنامهريزي دقيق بلندمدت بفرماييد و سراغ حل مشكلات ديگر سازمانها و وزارتخانهها رفته، به دادشان برسيد.
از اينها كه بگذريم به ياد سخنان احمدينژاد و دستورات وي براي كاهش سفرهاي حج مسئولين افتادم و يادم نميرود كه ميگفت: بعضي از مسئولين كه به حج ميروند اگر در هنگام بازگشت كسي جايگزينشان شده است، تعجب نكنند(نقل به مضمون).
آن موقع خيلي اميدوارانه به اين سخنان به جان و دل گوش ميدادم وخوشحال از اينكه دارد اتفاقاتي ميافتد؛ هر چند هنوز هم اميدوارم و ناظر تحولات و اتفاقاتي هر چند كندتر از آنچه در يكسال پيش انتظار داشتم، هستم اما وقتي اتفاقات پيرامون اتفاقات پيرامون تعويض تعويض مدير عامل سايپا ظرف يكروز و بازگشت وي ، شرايط صنعت خودرو، توليد گوشي موبايل، آتشسوزيهاي پژو 405، تعويض اجباري بسياري از قطعات پرايد صفر، صنعت سيمان، صنعت فولاد و ... را در ذهن مرور ميكنم و
از طرفي سفر حج وزير را ميبينم،
انتظار تعويض وزير صنايع و معادن را بيجا نميدانم البته انتظارات از احمدينژاد بيشتر از اينها است و من به عنوان يك معلم وقتي شعارهاي احمدينژاد و اهميتي را كه براي آموزش و پرورش قائل ميشد به خاطر ميآورم و اكنون ميبينم كه بخاطر بيعرضگي وزير و اختلافات معاونين وي هر هفته دو شوراي معاونين تشكيل ميشود و وقتي وعدههاي آقاي فرشيدي به معلمان را از ذهن ميگذرانم نه تنها به حال خودم بلكه به حال مملكت با اين آموزش و پرورش تاسف ميخورم.







