تبليغاتX
روایتی دیگر

روایتی دیگر

یادداشت های یک معلم خبرنگار

بالاخره سکوت هر چند دیرهنگام شکسته و نامه‌ای از سوی جنبش عدالتخواه دانشجویی برای حجت‌الاسلام صدیقی رئیس دادسرای انتظامی قضات نوشته شد و از وی خواست تا در مورد مسائل مطرح شده در نامه 46 صفحه ای زاکانی درباره عملکرد دادستان مرتضوی بررسی و رسیدگی‌های لازم را انجام دهد.

برای من خیلی جای سئوال بوده و هست که چرا مطبوعات، خبرگزاری‌ها، وبلاگ ها و از همه مهمتر تشکل‌های دانشجویی به عنوان آرمانگراترین، عدالتخواه‌ترین و... قشر و مجموعه در این زمینه سکوت اختیار کرده‌اند.

نکاتی در این زمینه جالب به نظر می‌رسد که در ادامه می‌آید:

1-       چرا موضوع طرح این نامه و جوابیه بصورت کلی هم در رسانه‌ها منتشر نشد، می‌گویند که آقای مرتضوی با همه تماس گرفته و آنها را در صورت انتشار نامه زاکانی تهدید به توقیف کرده‌است. امیدوارم که اینگونه نباشد چرا که مطبوعات را به حق‌ناشناسی متصف می‌کند.

2-       انتظار از روزنامه‌ای مثل کیهان و سایتی مانند رجانیوز، انتظاری متفاوت است و اینکه چرا اینها هم از انتشار اخبار مربوطه خودداری کرده‌اند بسی جای تأسف است، حتی رجانیوز در خبری فیلتر شدن "جهان‌نیوز" را اعلان کرد اما به دلیل آن هیچ اشاره‌ای نکرد.

3-       روزنامه ایران بر اساس قانون مطبوعات موظف به چاپ جوابیه زاکانی بود اما آنگونه که گفته‌می‌شود با وجود دستور وزیر ارشاد از چاپ جوابیه از ترس توقیف شدن سر باز می‌زند، البته اخباری هم وجود دارد که یکبار در صفحه‌بندی روزنامه مطلب درنظر گرفته‌شده‌است اما نهایتاً چاپ نمی‌شود، چرای آن را خودتان حدس بزنید.

4-       زاکانی به عنوان رئیس هیئت تحقیق و تفحص مجلس از آموزش عالی اتهاماتی را در بحث پرونده‌هایی همچون فروش سئوالات کنکور دانشگاه آزاد و... متوجه دادستان می‌کند و به قول خودش این موارد را در چند جلسه به رئیس قوه قضائیه هم می‌گوید اما آقای هاشمی شاهرودی از وی می‌خواهد که از مرتضوی به دادسرای انتظامی قضات شکایت کند که آنگونه که آقای زاکانی می‌نویسد مختومه اعلام شده‌است، بنابراین حق خود دانسته تا مطالب را منتشر کند اما در کنار سکوت رسانه‌ها، عدم پیگیری آقای دادستان جای سئوال است که اگر مطالب آقای زاکانی نادرست است از او شکایت کرده و او را همچون دیگرانی، بازداشت کند و رعایت شأن نمایندگی او را نکند در غیر این صورت در زمینه مطالب مطرح شده پاسخگو باشد.

5-       متأسفانه تشکل‌های دانشجویی هم توصیه حضرت آقا مبنی بر عدم ورود به مصادیق را بهانه کرده و هر جا که مصلحتشان نبود وارد گود نمی‌شوند.

6-       برخی‌ها هم که امیدوارم خداوند آنها را هدایت کند حمایت زاکانی از قالیباف در انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته را همچون چماقی بالای سر وی نگهداشته و چنان او را تکفیر می‌کنند که اکنون نیز قابل دفاع نیست و احیاناً نخواهد بود.

7-       آنچه من می‌فهمم آنکه روزی پرده‌ها کنار خواهد رفت و رازها برملا خواهد شد، امید که آن روز شرمسار نباشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 18:0  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

حقير تا جايي كه ممكن باشد خيلي دوست ندارم از شخصيت‌هايي كه در مجموعه نظام تأثيرگذار بوده يا خواهند بود انتقاد كنم مگر اينكه واقعاً بي‌انصافي شديدي را از آن‌ها ببينم، حالا مي‌خواهد احمدي‌نژاد، لاريجاني، خاتمي، قاليباف يا هركس ديگري باشد.

انصافاً من شخص آقاي خاتمي را اينقدر بي‌انصاف نديده بودم، البته جاي بسي سئوال و تأمل است كه چرا آقاي خاتمي صبور، پرحوصله و انتقادپذير!!؟ در مقايسه با دوران رياست‌جمهوري‌اش اينچنين كم‌حوصله و بي‌انصاف شده‌است. مگر احمدي‌نژادِ كوتوله سياسيِ يك‌لا قبايِ فاشيستِ تيرخلاص‌زنِ ...(به قول آقايان ليبرال‌مسلمانِ متفكرِ انديشمندِ روشنفكرِ متخصصِ متعهدِ ...) با اينها چه كرده‌است كه اينچنين برآشفته‌اند كه (بر خلاف ديدگاه رهبري) هيچ نقطه مثبتي در عملكرد وي نمي‌بينند و براي تخريب او آسمان و ريسمان را به هم مي‌بافند؛ حقيقتاً در سخنان وي در جمع دانشجويان دانشگاه علامه بي‌انصافي‌هاي زياد و يكطرفه به قاضي رفتن‌هاي زيادي ديدم كه نوشتن يك مطلب راجع به آن را كافي نديدم، راجع به بي‌انصافي آقاي قاليباف كه حرفي از عالم سياست حالش را بهم مي‌زند خواهم نوشت اما همه‌جا به نوبت.

خاتمي:" همانگونه‌ای که روشنفکران وقتی مجالی می‌یابند، به جان هم می‌افتند، در جنبش دانشجویان هم بیشتر از درون ضربه خورده‌ایم"؛ من هم معتقدم كمتر كسي است كه نداند و معتقد نباشد كه جريان دانشجويي عمده ضربات را از احزاب، جريانات و گروه‌هاي سياسي سودجو خورده‌است، همانهايي كه مي‌خواستند سنگرها را يكي پس از ديگري و با كمترين هزينه‌ها بدست بياورند و چون دانشجو با كمترين هزينه و بيشترين انرژي وارد ميدان مي‌شد از او به عنوان پياده‌نظام استفاده كردند حال جاي تعجب است كه چرا آقاي خاتمي دانشجويان مظلوم را با روشنفكراني همچون خودش مقايسه مي‌كند.

خاتمي:" روشنفکر دینی یعنی کسی که می تواند الزامات زمان را بفهمد، در عین حال به مبانی هویت جامعه وفادار است و روشنفکران دینی کسانی هستند که بیشتر می توانند این هم زبانی را با متن جامعه در حال تحول ایجاد کنند. البته روشنفکران دینی نتوانستند، زبان مدونی بیابند و اتفاقا روشنفکران غیر دیندار چون آبشخورهای غربی داشتند، خیلی مدون تر می توانند بحث کنند. سنتی ها هم چون ریشه در تفکر هزارساله گذشته دارند، منسجم تر می توانند فکر وعمل کنند."؛ سوال من اين است كه آقاي خاتمي خود را جزو كداميك از اين دسته‌بندي مي‌داند؛ آبشخور غربي دارد و مدون‌تر بحث مي‌كند، زبان مدوني ندارد ولي به هويت جامعه وفادار است يا سنتي است. تصور من آن است كه خاتمي يك منورالفكرِ سنتيِ ديني است يعني ويژگي‌هايي را از هر سه‌دسته دارد و در هر موقعيتي متناسب با شرايط و فضا سه‌پهلو صحبت مي‌كند.

خاتمي:" ما وظیفه داریم، این کشور را بسازیم. اگر بتوانیم الگو بسازیم در صدور انقلاب موفق بوده ایم. اگر بتوانیم به نام اسلام حکومتی را بسازیم که پیشرفت اقتصادی و علمی دارد، آزادی های اساسی در آن محترم است، بخش خصوصی آن فعال است، در ارتباط با خارج توانسته است، سرمایه ها و فن آوریها را جذب کند و قدرت و قوتی پیدا کرده است بدون اینکه از اصول و مصالح دست برداشته باشد، همین الگویی برای کشورهای اسلامی و غیره می شود." خوب اين سخنان را با بخش ديگري از فرمايشات آقاي خاتمي مبني بر اينكه " بارها گفته ام، در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟ حتی خود امام زمان(عج) هم چیزی را تحمیل نمی کند." مقايسه كنيد به نظر مي‌رسد آقاي خاتمي با توجه به تفكرات و مشرب شخصي خود هيچ اعتقادي به صدور انقلاب جز در زمان ظهور ندارد كه اولاً اين ديدگاه در تناقض صريح با تفكرات امام(ره) است، دوم اينكه بر اساس اين اعتقاد دولت ايشان ديگر به دنبال الگوسازي نبوده، همانگونه كه آقاي خاتمي اشاره كرده‌اند بدون دست برداشتن از اصول به دنبال جذب فناوري‌ها از خارج بوده‌اند به همين خاطر در كمال عزت التماس مي‌كردند تا چند سانتيريفيوژ آزمايشگاهي داشته‌باشند و كسي به آن‌ها اجازه نمي‌داد، بايد آقايان با ان همه افتضاح، ذلت‌پذيري، احساس حقارت و... در قبال عزت حاصل از ديپلماسي تهاجمي دولت نهم حسادت ورزيده و برخي مشكلات ناشي از تحريم‌ها را بهانه قرار داده به تخريب گفتمان مكتبي دولت بپردازند و مگر انقلاب ما چه اهدافي داشت، آيا قرار بود در انقلاب اسلامي به قيمت رفاه مرفهين بي‌درد و له شدن مستضعفين، ذليل مستكبرين شويم يا قرارمان با امام بت‌شكن چيز ديگري بود كه مدعيان ايشان آن را فراموش كرده‌اند.

نكته مهم ديگر اينكه بخش مخصوصي!؟ بجاي بخش خصوصي در زمان دول گذشته بسيار فعال بوده و قاطبه مردم هيچ نقشي در فعاليت‌ها نداشته‌اند.

خاتمي:" اگر می خواهیم، عزت داشته باشیم نباید کسی به ايرانی ها اهانت کند و اگر این را می خواهیم، باید زمینه اهانت فراهم نشود. اصلاحاتی که مورد نظر ماست، اینها را می خواهد و در عین حال معتقدم که ما جامعه ای اسلامی هستیم و اسلام برای سعادت دنیا و آخرت است."؛ آقاي خاتمي احتمالاً اگر زمان پيامبر اكرم(ص) بودند راهكارهاي متعددي به ايشان ارائه مي‌كردند تا از اهانت به ايشان جلوگيري شود و ابوجهل، ابولهب، ابوسفيان و... هيچ كاري به پيامبر و تازه مسلمانان نداشته باشند، شك نكنيد اين كار از آقاي خاتمي برمي‌ايد به شرط اينكه جامعه اسلامي را فراموش كرده و فقط به فكر سعادت دنيوي باشيد.

 خاتمي:" عدالت اقتصادی این است که بنیه اقتصادی جامعه بالا باشد و البته توزیع هم عادلانه باشد. در موضوع بهینه کردن یارانه ها در سالهای  دوم، سوم دوره اول ریاست جمهوری بنده تصمیم گرفته شد که از نفت و بنزین شروع کنیم و سوبسیدها را برداریم."؛ آقاي خاتمي نگفته‌اند كه چرا با وجود اينكه در دوره اول رياست‌جمهوري ايشان تصميم گيري شده، عملي نشده است، شايد فرصت نكرده‌اند، شايد هم ترسيده‌اند كه مردم به آنها رأي ندهند(چون اينها پوپوليست نيستند اصلاً؟!)، شايد هم عّرضه اجرايي كردن آن را نداشته‌اند.

خاتمي:" جایگاه ما این است که تولید، اشتغال و تامین اجتماعی در موقعیت مناسب قرار گیرد گاه سخن از عدالت می گوییم و آن را هم در اقتصاد صدقه ای خلاصه می کنیم."؛ شما كه در دوران حكومت خود فقط به دنبال توسعه سياسي بوديد كه ديگر نبايد خيلي دغدغه اقتصادي داشته باشيد، شايد هم نگران هستيد انسان‌هايي كه در برنامه‌هاي توسعه دولت شما و جناب آقاي هاشمي قرار بود زير چرخ‌هاي توسعه له شوند، بواسطه اقتصاد صدقه‌اي از مرگ حتمي نجات پيدا كنند و آيا كساني كه با سياست‌هاي دولت‌هاي پنجم تا هشتم به استضعاف كشيده شده‌اند جز با كمك دولت مي‌توانند سر بلند كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 18:45  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

جناب آقاي خاتمي رئيس جمهور سابق كشورمان كه به قول خودش هر 9 روز با يك بحران روبرو بوده است با وجود اين بحران‌ها(اگر دچار توهم توطئه نشده باشند) بيابان‌هاي عسلويه را به منطقه‌اي صنعتي تبديل كرده‌اند بدون اينكه احتمالاً زيرساختي را از دولت قبل خود تحويل گرفته باشد، آقاي خاتمي يادش آمده چه چيزهايي به دولت نهم تحويل داده اما يادش رفته بگويد كه چه چيزهايي از دولت ششم تحويل گرفته‌است. شايد هم آقاي خاتمي در بين دانشجويان دانشگاه علامه جوگير شده است وگرنه بگونه‌اي ديگر سخن مي‌گفت و حرف‌هاي به اين جالبي نمي‌زد.
آقاي خاتمي گفته‌: " اسلامی که بنده می خواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است؛ اگر ما در این جهت کار کنیم  و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص کنیم و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم؛ ولی اگراصلاح طلبان ببینند که نمی توانند از این حقوق و جهات دفاع کنند به چه دلیل وارد صحنه شوند؟" من هم مي گويم؛ آقايان اصلاح‌طلب تعريفشان را از مردم مشخص كنند، آيا آنهايي كه قرار بود بر اساس برنامه چهارم توسعه در زير چرخ‌هاي اقتصاد له شوند جزو مردم محاسبه مي‌شوند يا بخشي از شهروندان درجه 3 جامعه مدني مدنظر آقايان محسوب مي‌شوند كه بايد كلفت شهروندان درجه يك باشند!؟، اميدورام آقاي خاتمي قضيه "دواي موش"، "لشگر قابلمه بدست‌ها" و... را فراموش نكرده باشند، بهتر بگويم آقاي خاتمي جريان اصلاحات كه آن را سالم‌ترين، اصيل‌ترين و مظلوم‌ترين جريان در ايران دانسته‌اند را مشخص كنند، با توجه به نفي آزادي همجنس‌بازي از سوي آقاي خاتمي تنها چيزي كه دستگيرمان مي‌شود آن است كه اكبر گنجي ديگر در جريان اصلاحات جايي ندارد، اما باز هم بايد مشخص شود كه جايگاه مشاركت، مجاهدين انقلاب، حجاريان، عبدي، ابطحي، كارگزاراني‌ها و رفتار و كردار آنها در جريان اصلاحات كجاست؟ آيا توهين، دروغ، تحريف، تهمت و... بخشي از جريان اصيل اصلاحات است.

معین و گنجی


خاتمي:" من اصلاحات را اصیل ترین و سالم ترین جریانی می دانم که در این مدت وجود داشته است  و در عین حال مظلومترین جریان هم بوده است . البته چون جریان تازه ای بوده است، از نظر تدوین مبانی تئوریک مشکل داشته است"
مشكلات در تدوين مباني تئوريك اين جريان مظلوم كه 8 سال مظلومانه در كشورمان حكومت كرد باعث شد تا از خود آقاي خاتمي گرفته تا عزيزاني در نهضت آزادي جزو جريان اصلاحات قرار بگيرند اما در عين حال جاي خوشحالي است كه بالاخره آقابي خاتمي عمق اصلاحات را تشريح كرده و چنين فرموده‌اند: " فرهنگ ما متاثر از دین است و هم باید هویت خود را بازتعریف کنیم تا آن را حفظ کنیم و هم متناسب با تحولات زمان تصمیم بگیریم و در نتیجه جامعه ای داشته باشیم که هم دارای هویت باشد و هم از مزایای زندگی امروز بهره مند باشد که اگر بخواهیم عمق اصلاح طلبی را بیان کنیم، اینگونه است." من از ايشان مي‌‌خواهم كه علاوه بر عمق، طول و عرض و ارتفاع جريان اصلاحات را هم مشخص كنند.
خاتمي:" این مساله باید مورد بررسی قرار گیرد که در 8 سال اصلاحات زیرساختهای مملکت در راه، مخابرات، نیرو و انرژی و... چقدر ساخته شد؟ بالای هزاران مگاوات برق به دولت کنونی تحویل داده شد و فکر می کنم که قرارداد های 17 هزار مگاوات را هم بسته بودیم. باید سوال کنیم که آیا آن سرمایه گذاری ها به نتیجه رسیده و فکر سالهای بعد شده است؟" من هم مي‌گويم خوب است تا بررسي صورت بگيرد ببينيم آقايان كه بر اساس مستندات فرهاد رهبر در پروژه‌ها يا به قول خودشان زيرساخت‌ها سه برابر مبلغ واقعي هزينه كرده‌اند در 8 سال اصلاحات چه ميزان از بودجه مملكت را به جيب برخي‌ها سرازير كرده‌اند، اينها چه كساني بوده‌اند و آيا هزينه‌هاي انتخاباتي آقايان از اين جيب‌ها احياناً تامين نشده است؟!

16 آذر 83 دانشگاه تهران

خاتمي:" امام (ره) گفت که از موضع دین باید این خوسته ها را بخواهیم و نظام مورد توجه را جمهوری اسلامی قرار دادند. چرا خلافت اسلامی، امارت اسلامی و... را مطرح نکردند؟ زیرا در جمهوری اسلامی استقلال، آزادی و پیشرفت  هر سه در آن نهفته است." سوال من اين است كه چرا آقاي خاتمي كه مدعي پايبندي به نظرات امام(ره) هستند در مقابل توهين به ولايت فقيه و عدم پايبندي به آن از سوي اصلاحاتيان هيچ اعتراضي نكرده و عكس العملي نشان ندادند.
خاتمي:" البته باید اسلام را به گونه ای ببنیم که با جمهوریت سازگار باشد و دموکراسی و جمهوریت را نیز طوری ببینیم که با معیارهای اصلی اسلام سازگار باشد و امروز  اصلاح طلبان جز این را نمی خواهند." سوال اول اينكه اصلاح طلبان كه امروز اين را مي‌خواهند ديروز چه مي‌خواستند و دوم اينكه من سعي مي‌كنم در دعاهاي بعد از نماز از خداوند بخواهم تا پيامبراني كه بر اساس نظرات قبض و بسطي تئوريسين اصلي جريان اصلاحات بعد از پيامبر خاتم، در جامعه حضور خواهند داشت اسلام جديدي را سازگار با جمهوريت مدنظر آقاي خاتمي و دوستان ارائه كنند.
خاتمي:" برخلاف برخی که با کمال بی انصافی چنین القا می کنند آزادی مورد نظر ما ولنگاری، آزادی همجنس بازی و... است، منظور ما از آزادی نقد قدرت است. آزادی که در قانون اساسی آمده مورد نظر ماست و این لازمه یک حکومت دموکرات است."؛ خوشحالم از اين بيانات صريح و شفاف آقاي خاتمي، چرا كه معمولا ايشان دوپهلو صحبت مي‌كنند.
خاتمي:" در یکی از سفرهای خارج از کشور وقتی از من درخواست شد که بهترین خاطرات دوران ریاست جمهوری را بیان کنم، گفتم که یکی از  لذت بخش ترین لحظه های زندگی من، روز 16 آذر 1383 در دانشگاه تهران بود که تعدادی دانشجو اعتراض کردند و سخنان تند به زبان آوردند و البته به شکل اهانت آمیز صحبت نکردند؛ ولی سخت اعتراض داشتند."، اينكه برخورد آقاي خاتمي با تعدادي دانشجوي معترض مبني بر اينكه مي‌گويم بيندازندتان بيرون، از خاطرات خوش ايشان عنوان شده جاي بسي تاسف است.

خاطره خوش تهديد به اخراج دانشجويان معترض

خاتمي:" در دوره اول ریاست جمهوری به یک طرح اقتصادی رسیدیم که حاصل نشستهای متعدد متفکران اقتصادی جامعه از همه طیفها بود . خودم نیز شخصا ساعتها وقت صرف انجام آن کردم و در جلسات شرکت فعال داشتم و به جمع بندی جالبی رسیدیم که همان نیز مبنای برنامه چهارم توسعه قرار گرفت که صرف نظر از ایرادها منسجم ترین، علمی ترین و متناسب ترین برنامه با  وضعیت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ما بود و هزاران نفر ساعت روی آن کار شد که کسی نمی تواند ادعا کند، روی آن نظر نداده است"؛ شايد شما هم شنيده باشيد كه به طنز مي‌گويند شما آدم بسيار خوبي هستيد اگر بدي‌هايتان را كنار بگذاريد، حالا آقاي خاتمي هم برنامه چهارم توسعه را صرفنظر از ايرادها، تاكيد مي‌كنم صرفنظر از ايرادها عملي‌ترين و... برنامه دانسته‌اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 16:38  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

در حالی که مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی، محمدجواد حق‌شناس مدیر مسئول روزنامه و برخی از دست‌اندرکاران حزب و روزنامه در سفر مکه به سر می‌بردند، مطلبی سراسر کذب، توهین و... علیه رئیس‌جمهور به قلم آقای منتجب‌نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی روز گذشته و درست یک روز پس از سفر کروبی به عربستان در روزنامه منتشر شد که این مطلب روز چهارشنبه 5 تیر بر روی وبلاگ شخصی وی منتشر شده‌بود.
اینکه این مطلب با چه هدفی منتشر شده‌است جای بسی تأمل دارد، در این زمینه دو حالت قابل تصور است:
1-این نامه با اطلاع شخص آقای منتجب‌نیا به عنوان نویسنده آن و قائم مقام حزب اعتماد ملی در نبود آقای کروبی به چاپ رسیده است که خود می‌تواند دو دلیل داشته‌باشد، یکی اینکه آقای منتجب‌نیا به دنبال فرصتی می‌گشته تا نسبت به گفتمان مکتبی دولت نهم و شخص احمدی‌نژاد عقده‌گشایی کند و بهترین فرصت را در نبود کروبی دیده‌ااست و یا اینکه در نبود کروبی علیه او کودتا کرده و با چاپ این مطلب به دنبال تخریب کروبی و حزب اعتماد ملی و حذف وی از گردونه انتخابات ریاست‌جمهوری آینده بوده‌است که البته کمی بعید به نظر می‌رسد.


2-احتمال بسیار قوی آن است که افراد نفوذی در روزنامه حزب اعتماد ملی، که دلسوزان نیز راجع به آنها بارها به کروبی هشدار داده‌بودند از غیبت کروبی و نزدیکترین افراد به وی و حزب اعتماد ملی در این شرایط استفاده کرده‌اند تا ضربه اثرگذار بر پیکره حزب اعتماد ملی و شخص کروبی وارد کرده و بازی انتخابات آینده ریاست‌جمهوری را به نفع مشارکت و مجاهدین پیش ببرند( دقت شود که پرواز کروبی و همراهان وی به عربستان ساعت 20:30 روز دوشنبه 10 تیر بوده، درست در زمانی که اعضای موثر حزب عازم سفر بوده و بقیه نیز در حال مشایعت آنان، عده ای آخرین تغییرات را در مطالب روزنامه ایجاد کرده و آن را به دست چاپ می‌سپارند.)
آنها از این حرکت اهداف مختلفی را دنبال می‌کرده‌اند از جمله اینکه دولت را وارد مقابله و برخورد با روزنامه اعتماد ملی کرده و هم از یکسو دولت را متهم به نداشتن ظرفیت انتقادپذیری و کم حوصلگی کنند و از سوی دیگر بخاطر بسته‌شدن ارگان حزب اعتماد ملی خوشحال باشند بنابراین مجموعه دولت باید در مقابل این اتفاق با تدبیر کامل برخورد کند.
مهمترین هدف از چاپ این مطلب در روزنامه اعتماد ملی، منفعل کردن کروبی در فضای انتخابات آینده ریاست‌جمهوری بوده‌است بنابراین به احتمال زیاد کار، کار نفوذی‌های مشارکت و مجاهدین بوده که مطمئناً از هیچ فرصتی برای ضربه‌زدن به کروبی دریغ نخواهند کرد.
باید منتظر عکس‌العمل کروبی در این زمینه بود و دید که آیا او فضا و امکانات روزنامه را از نفوذی‌ها خواهد گرفت یا اینکه روزی مجبور خواهد شد بگوید که "خودم کردم که لعنت بر خودم باد".

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:4  توسط حسن حیدری باقرآبادي  | 

طرح تحول اقتصادی شجاعانه از سوی دولت نهم مطرح شد همانگونه که در موضوعاتی مانند انرژی هسته‌ای، سهمیه‌بندی بنزین و... اتفاق افتاد چرا که در این زمینه‌ها تمامی گذشتگان با وجود کارهای مطالعاتی و کارشناسی صورت گرفته و رسیدن به ضرورت انجام این کارها، پوپولیستی رفتار کرده و از یکسو بخاطر ترس از ریزش آرایشان و از سوی دیگر به دلیل نداشتن توانایی لازم در به سرمنزل مقصود رساندن آن، حاضر به اجرای آن نشدند.
دولت نهم با محوریت شخص احمدی‌نژاد که شخصی کاملاً تکلیف‌محور است طرح تحول اقتصادی را بر اساس احساس تکلیف، شجاعانه مطرح کرد و آنچه تمامی کارشناسان بر آن عقیده دارند این است که اجرای طرح در جامعه تبعاتی را به دنبال خواهد داشت که از یکسو (در صورت اجرای بسیار نادرست آن و عدم پیشگیری از سوء استفاده‌ها)می‌تواند کیان نظام را به خطر اندازد و در مرحله‌ای پائین‌تر (بخاطر برخی فشارهای وارده به قشر متوسط به پائین که بخش عمده‌ای از حامیان احمدی‌نژاد را تشکیل می‌دهند)باعث رویگردانی مردم از دولت نهم و شخص احمدی‌نژاد شود.


از سویی دیگر اجرای درست این طرح با کارشناسی کامل و مطالعات دقیق و جلوگیری از تبعات احتمالی می‌تواند تاثیر بالایی در افزایش بهره‌وری و کاهش اسراف در سطح کلان کشور داشته باشد که کشور را بسوی یک شکوفایی اقتصادی رهنمون خواهد ساخت.
جریان دوم خرداد و بویژه بخشی از آن که با کلیت نظام نیز تعارض دارد در قبال طرح تحول اقتصادی بر سر یک دوراهی قرار گرفته ودچار دوگانگی شدیدی شده‌است چرا که آن‌ها از یکسو امیدوارند با نفوذی که در بخش‌هایی از بدنه دولت دارند و دل‌بستن به تحریم‌ها و فشارهای غرب علیه ایران در بحث هسته‌ای که در سال پایانی دولت اوج خواهد گرفت، طرح تحول اقتصادی در اجرا موفق نباشد و سبب نارضایتی عمومی و حتی شورش‌های اجتماعی شود که در این صورت به خطر افتادن کیان نظام و در سطحی پایین‌تر شکست گفتمان مکتبی دولت نهم را شاهد باشند از سوی دیگر نگرانند که طرح تحول با موفقیت و با کمترین تبعات به اجرا درآمده، شکوفایی اقتصادی را سبب شود که در آن زمان آقایان یکبار برای همیشه از سوی ملت ایران طرد و به زباله‌دان تاریخ سپرده خواهند شد.
در مجموع اینگونه افراد که بر اساس سود و زیان خود، جریان و گروهشان عمل می کنند بر سر دوراهی قرار گرفته‌اند که از طرح تحول اقتصادی و اجرای آن تمجید کنند و یا آن را به نقد بکشند و در مقابل آن مانع‌تراشی کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 17:14  توسط حسن حیدری باقرآبادي  |